اخبار مهم:
چهارشنبه ۰۱ آذر ۱۳۹۶   ۱۴:۰۹
ارتباط با اعضای شورا
آخرین اخبار
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: به زودی برای حل و رفع مشکلاتی که برای برنامه تلویزیونی «ثریا» ایجاد شده است، جلسه و دیداری با رئیس سازمان صداوسیما خواهیم...
معاونت صدای رسانه ملی با هدف پاسخ به نیاز مخاطبان در حوزه رسانه های نوین و فن آوری‌های جدید، اپلیکیشن (برنامه کاربردی) تلفن همراه خود را با عنوان ایرانصدا...
اولین نشست هم اندیشی اساتید حوزه فرهنگ ، ارتباطات و رسانه با دکتر محمد حسین صوفی دبیر شورا و با هدف بهره گیری از نظرات و دیدگاه های کارشناسان و اساتید...
مرکز بسیج سازمان صدا و سیما با همکاری سازمان سینمایی و هنرهای نمایشی دفاع مقدس نقش اقوام را در هشت سال دفاع مقدس با ساختارهای مختلف به نمایش می گذارد.
علي بخشي‌زاده مدير جديد شبکه پويا ، اعلام کرد اين شبکه به زودي به شبکه رسمي کودک تلويزيون با چند کانال تبديل مي‌شود .
کد خبر: ۱۴۱
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۲
بايد ها و نبايد هاي صدا و سيما در نگاه امام خامنه اي
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شورای نظارت بر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران:

رسالت اصلی صدا و سیما
عمده‌ترین هدف‌های تشکیل این دستگاه در نظام اسلامی چندچیز است:
1ـ نشر اسلام 2ـ تحکیم انقلاب 3ـ اعتلاء فرهنگ عمومی4ـزمینه‌ سازی اخلاق و معنویت 5ـ رشد آگاهی‌ها و اطلاعات سیاسی در همه مردم 6،7 ـ زبان گویای مدیریت جامعه و دستگاه اجراکننده و اداره‌ کننده کشور بودن و بالاخره ایجاد جاذبه‌ای برای این که همه این برنامه‌ها در ذهن به نحو صحیحی جایگزین شود .... (بیانات در نماز جمعه، خطبه اول،29/9/64 )
 

رساندن پیام انقلاب اسلامی
جهت گیری اسلامی و انقلابی این است که پیام انقلاب اسلامی رسانده شود و این پیام ساختن یک دنیای امن و توام با صفا برای انسان‌ها و ایجاد زمینه‌ای برای بهره‌مندی انسان از طیبات زندگی، ایجاد روحیه استقلال و آزادی، توجه به خدا و پیراستن انسان‌ها از رذایل اخلاقی،توجه به اینکه برای انسان مبارزه در راه پیدا کردن هدف زندگی ضروری است و با یک مبارزه به شکلی صحیح صورت گیرد، توجه به اینکه رسوخ و نفوذ فرهنگ بی‌خدایی و وابستگی به ضهوات یک عیب و بیماری و خطر برای جامعه است، باشد ... (بیانات در دیدار با گروهی از کارکنان رادیو،4/10/64)
 
مساله رساندن پیام انقلاب یکی از اساسی‌ترین مسایل انقلاب است این یک واقعیت است که ملت‌ها چشم به راه و گوش به زنگ انقلابند و می‌خواهند انقلابی را که تاثیر عظیم و شگرفی داشته به درستی بشناسند و از مسائل و تجربیات آن آگاه بشوند و پیام انقلاب را از زبان دست‌اندرکاران انقلاب بشنوند . ( پیام در مراسم افتتاح فرستنده رادیویی جزیره کیش، 1/11/62 )
 

آفات صدا و سیما
بحث امروز را که خلاصه عرض می‌کنم درباره آفات صداوسیماست.یعنی هم مسئولین و هم مردم توجه کنند که دستگاه رادیو و تلویزیون در چه صورتي دچار بیماری و افت خواهد شد. اگر این را مسئولین و کارکنان صداوسیما و مردم بدانند در اصلاح وضع خواهند کوشید.چند آفت عمده را بطور خلاصه مطرح می‌کنم که اولین آن فراموش کردن این هدفهاست.
اگر دستگاه اداره کننده رسانه‌های جمعی ما فراموش کنند که هدف از تاسیس این دستگاه چیست، از تبلیغ اسلام، و یا تحکیم انقلاب و یا رشد و آگاهی سیاسی دادن به مردم،اگر فراموش کنند که هدف اینهاست،مطمئناً دستگاه رادیو تلویزیون منحرف خواهد شد.... آفت دوم این است که دستگاه رسانه‌های عمومی ما محتوایش کمتر از حجم آن باشد....کم‌ محتوایی یک خطر و آفتی است که گاهی انسان ترجیح می‌دهد که برنامه‌ای نباشد تا اینکه برنامه‌ای بدون محتوا باشد .
یک آفت دیگر که باید شدیداً از آن پرهیز شود تسلط جو بیگانه از انقلاب است... مسئولین وکارکنان کلیدی و اساسی صداوسیما باید شدیداً مراقبت کنند که تسلیم جو بی‌تفاوتی نسبت به انقلاب نشوند که این هم آفت بسیار مهمی است. یک آفت دیگر هم این است که ما سرگرمی را اصل قرار دهیم... جاذبه، سرگرمی و تفریح « کیفیت بیان و کیفیت ارائه مطلب است » و این اصل نیست ... بعنوان آخرین آفتی که می‌خواهم ذکرکنم این است که اگر در صداوسیما، وحدت و یکپارچگی جامعه مورد توجه قرار نگیرد و احیاناً جناح‌ها و باندها سر رشته و کلید برنامه‌ها را در دست بگیرند که این از آفت‌های بزرگ است ...(بیانات در نماز جمعه، 29/9/64 )
 

تربیت دینی مردم
اصل اساسی در باب اداره رادیو و تلویزیون این هدف‌هاست :
مامی‌خواهیم مردم متدین بشوند، یعنی دینی شدن مردم یکی ازهدفهاست.ارتباط مستحکم مردم با نظام و مبانی اصلی نظام یکی ازهدفهاست ، حفظ روحیه و شور انقلابی در مردم و جلوگیری از یاس و دلمردگی و سرخوردگی آنان یکی از هدفهاست ، حفظ اعتماد و ارتباط مردم به هر دولتی که برسر کار است و مورد قبول مردم و مجلس و رهبری قرار گرفته یکی ازهدفهاست ... ( بیانات در دیدار بامسئولان مراکز صداوسیما، 7/12/60)
 
رادیو و تلویزیون اصلاًبرای ساختن انسان باب اسلام و انقلاب است و غیر از این نیست ، یعنی هیچ هدفی فراتر و بالاتر از این هدف وجودندارد ...
(بیانات در دیدار با اعضای گروه تاریخ رادیو، 8/11/70 )
 
هدف در صداوسیمای جمهوری اسلامی تاثیر گذاشتن بر روی انسان‌هاوکشاندن آنها به سمت آن انسانی است که اسلام و بینش انقلاب اسلامی می‌خواهد آن انسان‌ را بسازد و به وجود بیاورد ....(بیانات دردیدار با اعضای گروه تاریخ رادیو،8/11/70 )
 
 صداوسیما باید کوشش کند که مردم متدین بشوند و یکی از وظایفی که آقایان باید واقعاً به آن توجه داشته باشند این است که متدین‌ ساز باشند یعنی کاری بکنند که شنونده يا بيننده بر اثر صحبت آنان حقیقتاً به صورت عمیق متدین بشود ...
( بیانات در دیدار بامسئولان صداوسیما، 7/5/69)
 
هدفهای کلان رسانه ملی
نسل جوان این کشور در دهه پنجاه معجزه انقلاب اسلامی را آفرید و دردهه شصت، دشمن تا دندان مسلح و متکی به قدرت‌های بزرگ رابا شجاعت و فداکاری به زانو درآورد و اکنون نیز نسل جوان ایران می‌تواند دردهه 80 و 90، کارهای بسیار بزرگی انجام دهد و خودرا به عنوان الگوی جوانان جهان درافکار عمومی ملت‌ها تثبیت نماید . ( درجمع هزاران جوان گیلانی، 12/2/80 )
نقش مسئولان و صداوسیما در فرهنگ‌سازی اشرافیگری ؛
 اشرافیگری دو عیب دارد؛ عیب دومش از عیب اولش بزرگتر است. اول اشرافیگری، اسراف است اشرافیگری حلال را می‌گوییم، یعنی آن چیزی که پولش از راه حلال و به حق به دست آمده اما عیب دوم بدتر است و آن این است که فرهنگ‌سازی می‌کند؛ یعنی چیزی برای مسابقه دادن همه درست می‌کند.البته در این زمینه مسئولان درجه یک خیلی نقش دارند؛تلویزیون خیلی نقش دارد؛ منش من و شما خیلی نقش دارد . به نظرمن زرق و برق درزندگی شما وقتی به بیرون منعکس شود، آن اشکال دوم را دارد، فرهنگ می‌سازد و یک عده نو کیسه و تازه به دوران رسیده را به خرج‌ها وتجمل بازی زیادی تشویق می‌کند. بعد هم می‌بینند روسای نظام هستند؛همه به آن طرف حرکت می‌کنند؛ آنگاه از شما تندتر هم می‌روند؛ چون شما بالاخره ملاحظاتی داریدکه خیلی از آنها ندارند .
( بیانات رهبری در دیدار با هیات دولت،5/6/80 )
 

صدا و سیما و اخلاق عمومی
هویت حقیقى جامعه، هویت اخلاقى آنهاست؛ یعنى در واقع سازه‏ ی اصلی براى یک اجتماع، شاکله‏ ی اخلاقى آن جامعه است و همه چیز برمحور آن شکل مى‏گیرد. ما باید به اخلاق خیلى اهمیت بدهیم. صدا و سیما در زمینه‏ ی پرورش و گسترش و تفهیم و تبیین فضیلت‏ هاى اخلاقى باید برنامه ‏ریزى کند ؛ یکى از اهداف صدا و سیما در همه ‏ى برنامه ها بایداین باشد.
اخلاق ‏هاى رفتارى افراد جامعه ؛ مثلا انضباط اجتماعى، وجدان کارى،نظم و برنامه ‏ریزى، ادب اجتماعى،توجه به خانواده، رعایت حق دیگران- این‏که دیگران حقى دارند وباید حق آنها رعایت شود، یکى ازخلقیات و فضایل بسیار مهم است -کرامت انسان، احساس مسؤولیت،اعتماد به نفس ملى، شجاعت شخصى وشجاعت ملى، قناعت - یکى ازمهمترین فضایل اخلاقى براى یک کشورقناعت است، و اگر امروز ما دربرخى زمینه ها دچار مصیبت هستیم،به‏ خاطر این است که این اخلاق حسنه‏ ى مهم اسلامى را فراموش کرده‏ایم - امانت ، درستکارى، حق‏طلبى،زیبایى ‏طلبى - یکى ازخلقیات خوب، زیبایى‏ طلبى است؛ یعنى به دنبال زیبایى بودن، زندگى را زیبا کردن؛ هم ظاهر زندگى را و هم باطن زندگى را؛ محیط خانواده، محیط بیرون، محیط خیابان، محیط پارک و محیط شهر - نفى مصرف ‏زدگى، عفت، احترام و ادب به والدین و به معلم.
اینهاخلقیات و فضایل اخلاقى ماست. صدا و سیما خودش را متکفل گسترش این خلقیات بداند. شما در هر برنامه ‏یى که مى ‏سازید، درهر سریال تلویزیونى، در هر محاوره، در هر میزگرد، در هر گفتگوى تلفنى و درهر گزارش، متوجه باشید که این فضایل تقویت شود؛ این چیزها نقض و زیر پا انداخته نشود.
 

صدا و سیما و دین
راجع به دین مردم، صدا و سیما چه نقش و چه موضع و چه مسؤولیتى دارد؟ طبیعتاً از وظایف صدا و سیما، ارتقاء معرفت دینى و ایمان دینى است. معرفت و ایمان با هم تفاوت دارد. هم ایمان مردم بایدتقویت شود، هم معرفت و شناخت آنها. باید توجه داشت ایمانى که مردم پیدا مى‏ کنند، سست، عوامانه، سطحى و قشرى نباشد؛بشدت از این پرهیزشود. اکتفا نشود به تغلیظ احساسات مردم وتشریفات افراطى. تأکید براین چیزها به ‏طور افراطى، اصلاً مفیدنیست و به هیچ ‏وجه تبلیغ دین محسوب نمى ‏شود. این را پایه ‏ى کارقرار دهید و حالا برگردید به برنامه هاى دینىِ صدا و سیما؛ببینید چه کار باید بکنید و چه کارباید نکنید.
برنامه ‏ى دینى باید نسبت به دین شبهه ‏زُدا باشد، نه شبهه‏ زا. من گاهى بعضى از بیانات دینى را از تلویزیون یا از رادیو گوش مى‏ کنم و مى ‏بینم شبهه ایجاد مى‏ کند! حدیث سستى، حرف نامعقولى، مطلبى که درجمع مثلاً بیست نفرى یا پنجاه نفر‏ىِ یک عده مؤمنِ مخلص،گفتنش خوب است و ایمان آنها را زیاد مى ‏کند، در سطح میلیونىِ مردم به زبان آوردن، جز این‏که ایمان عده‏ اى را سست و در ذهنشان تردیدایجاد کند، هیچ فایده‏ى دیگرى ندارد. از این چیزها بایدپرهیز کرد.بیان دینى و تبیین دینى باید شبهه ‏زدا، روشن، قوى،هنرمندانه و متنوع باشد؛ شبهه ‏زا و کلیشه ‏یى نباشد. بیان دینى باید در همه ‏ى سطوح، صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینى رادر سطح نخبگان، درسطح متوسط، در سطح پایین و در سطح کودکان داریم، اما همان چیزى که در سطح کودکان است، مطلقاً باید صحیح باشد. شما در کلاس اول به بچه یاد مى‏دهید دو بعلاوه‏ى دو،مى ‏شود چهار؛ وقتى هم که بچه به منتهاالیه قله‏ ى ریاضیات و دانش ریاضى مى ‏رسد، باز هم دو بعلاوه ‏ى دو، مى ‏شود چهار؛ تغییر پیدانمى ‏کند. بنابراین آنچه در زمینه ‏ى دین به کودک یا به انسانِ عامى تفهیم مى ‏کنیم، مطلقاً نباید غلط باشد تا بعد در ارتقاءمعرفت دینى ببیند آن حرف، نادرست بوده است؛نه، باید درست گفت؛منتها ساده. بنابراین، حرف دینى در همه‏ى سطوح باید صحیح باشد.
براى مراسم دینى، اعیاد و عزادارى ‏ها برنامه ‏ریزىِ هوشمندانه بشود.بعضى از برنامه هایى که اجرا مى ‏شود، کاملاً ناهوشمندانه است. راجع به ائمه (ع) چه صحبتى در تلویزیون یا رادیو مى ‏کنید؟ راجع به امام جواد (ع) ، امام هادى (ع) ، امام عسکرى (ع) ، امام رضا (ع) و دیگرائمه مطالب خیلى خوبى نوشته شده است. بنده که عمرم را در این زمینه ها گذرانده‏ام،وقتى به این مطالب نگاه مى ‏کنم، استفاده مى ‏کنم و لذت مى ‏برم؛ چرااز اینها استفاده نمى ‏شود؟ نوشته هاى خوب، تحقیقات خوب و مطالب شیوا و ایمان ‏آور در این زمینه هافراوان است. گاهى انسان برنامه‏یى را مى‏بیند که شخصى با شدّ و مدّ و در قالب یک قطعه‏ ى ادبى، فرضاً راجع به امام موسى ‏بن‏ جعفر (ع) حرف مى‏زند که هیچ معناندارد. این‏گونه برنامه ها نه ایمان کسى را زیاد مى ‏کند، نه لذتى دارد و نه در آن، هنر نویسندگى - به معناى حقیقى کلمه - به‏کاررفته. چرا ما این برنامه ها را پخش مى‏کنیم؟ یک نفر با صداى نرم وملایم و معصومانه - شماها متخصصین اين کارها هستید؛ هر صدایى براى هربرنامه‏ یى مناسب نیست -به ‏جاى صداى آن‏طورى، چند فضیلت ِ با سنددرست و منطقى از امام موسى ‏بن‏جعفر (ع) نقل کنيد و زندگى آن حضرت را شرح دهيد ؛ انسان گوش مى‏ کند، لذت مى‏برد؛ معرفت و محبتش زیاد و دلش ازشنیدن مناقب این بزرگواران روشن مى‏ شود. اگر برنامه هاى دینى خوب ادا شود،فایده دارد؛ اما اگر بد ادا شود، خنثى نیست؛ نتیجه‏ ى بد دارد؛مثل داستان آن مؤذن بد صدا.
مولوى مى ‏گوید: دختر یک مردمسیحى بشدت عاشق اسلام و دلباخته‏ ى معارف اسلامى شد و اسلام آورد. این مرد مسیحى خیلى ناراحت بود. درآن شهر، یک عده مسیحى بودند و یک عده مسلمان. آن شهر، هم مسجد داشت و هم کلیسا. یکروز این مسیحى پیش مؤذن آمد و بعد از این‏که خیلى به او احترام گذاشت، پول و هدیه هم به او داد و گفت از شما خیلى متشکرم. مؤذن تعجب کرد که او از چه تشکر مى‏کند. مرد مسیحى گفت تو من را نجات دادى؛ چون دختر من عاشق و علاقه ‏مند به اسلام شده بود؛اما یکروز وقتى صداى اذان تو را شنید، از اسلام زده شد و گفت اسلامِ این مؤذن را نمى‏ خواهم!
ما اگر بد اذان بگوییم، عشاق اسلام را از اسلام مى‏رانیم. ما بایدخوب و خوش‏صدا اذان بگوییم.اذان ما همین معارفى است که مى ‏گوییم؛همین صدا و سیماى ماست.
 

صدا و سیما و مدیریت کشور
به نظر من سیاست کلى صدا و سیما باید تقویت مدیریت‏هاى اجرایى کشورباشد. من توصیه نمى ‏کنم که صدا و سیما ضعف‏ها و نارسایى‏ ها و کمبودها و خداى نکرده خیانتها را پوشیده بدارد؛ نه، ضعف‏ها راهم بگوید؛ دردهایى که جلوى چشم مردم است، عیبى ندارد صدا و سیما به آنها بپردازد؛ منتها طرح این دردها و ضعف‏ها و نارسایى ‏هاباید به ‏گونه ‏یى باشد که اولاً مردم را مأیوس نکند، ثانیاًمدیریت راتضعیف نکند.
توفیقات دولت را بگویید. نشان دادن توفیقات و پیشرفتهاى کشور حتماً نباید از زبان مسؤولان ودست‏اندکاران باشد. فرضاً رئیس‏ جمهورمى‏ رود و طرحى را افتتاح مى ‏کند. این افتتاح، گنگ است و معلوم نیست چیست. وقتى آسفالت خیابانى خراب مى ‏شود و مى‏ خواهید آن را در خبرمنعکس کنید،مثلاً مى ‏روید با تاکسى ‏دار مصاحبه مى ‏کنید و او مى ‏گوید چرخ ماشینم در این چاله افتاد؛ یکى دیگر مى‏ گوید زمستان دراین‏جاآب جمع شده بود و ترشح کرد به لباس مردم. خلاصه با ده نفر مصاحبه مى ‏کنید تا مشخص شود این چاله چقدر چیز بدى است. پس در موردپیشرفتها و توفیقات هم همین میکروفون را بگیرید جلوى کسانى که ازاین پیشرفتها بهره‏مند و برخوردار مى ‏شوند. صِرف این‏که مدیرمربوطه بیاید بگوید در راه ‏اندازى فلان طرح براى پانصد نفر، هزارنفر یا پنج‏ هزار نفر شغل ایجاد شد، کافى نیست؛باید موضوع را تبیین کرد.
هدف ما باید تقویت مدیریت اجرایى کشور باشد. گفتم و تکرار هم مى‏ کنم: ضعف‏ها و نقص‏ها هم بایدگفته شود تا مردم تصور نکننداین‏جا بوقى است که بنا دارد فقط از حکومت تعریف کند؛ منتها گفتنِ علاج ‏جویانه و دلسوزانه ، نه ستیزه ‏جویانه. طرح غلط مشکلات، مضراست. طرح سؤالهایى که پاسخ ندارد، مضر است. البته گاهى شگردهاى قشنگى زده مى ‏شود. همین چندروز قبل دیدم که پس از جلسه‏ى رؤساى سه قوه، راجع به مفاسداقتصادى با آنها مصاحبه کردند. کار قشنگِ جالبِ تمیزِ همه‏ جانبه و هوشمندانه و زِبل‏وارى از آب درآورده بودند؛ خوب بود واتفاقاً تأثیر هم کرد. آدم از این‏طور کارها لذت مى ‏برد.خیلى خوب، الان دارند همان کار شماها را دنبال مى ‏کنند؛ اینها هم به نحوى منعکس شود. البته شما مى ‏توانید با همین نحوه‏ى طرح،به شکل هوشمندانه مدیران را هم هدایت کنید. مدیران گاهى نقص کارخودشان را نمى ‏دانند. طرح نواقص کار از زبان منصفانه وبی طرفانه ‏ى شما مى ‏تواند به آنها کمک کند.
 

صدا و سیما و علم
اشاره کردم که علم مقوله ‏ى بسیار مهمى است. امروز انسان وقتى بهره هاى مختلف براى پیشرفت کشور نگاه مى‏کند، مى ‏بیند همه منتهى مى ‏شود به علم. لعنت خدا بر کسانى‏که در طول ده ها سال کشور را ازپیشرفت علمى باز داشتند. وقتى پیشرفت علمى وجودداشته باشد، پیشرفت فناورى را هم با خودش مى ‏آورد، و پیشرفت فناورى هم کشور را رونق مى ‏دهد و در جامعه نشاط به‏ وجود مى ‏آورد. اگر علم نباشد، هیچ‏ چیز نیست؛ و اگر فناورى هم باشد،فناورىِ عاریه‏یى و دروغى و وام ‏گرفته ‏ى از دیگران است؛ مثل صنعت‏هاى مونتاژى که وجود دارد.علم را باید رویانید. به ‏نظر من رسانه مى‏ تواند در نهضت تولید علم و فکر و نظریه و اندیشه درزمینه هاى مختلف - چه در زمینه ‏ى فنى وچه در زمینه ‏ى انسانى وغیره - نقش ایفا کند. شما مى ‏توانید خط تولید علم و فکر و نظریه را برنامه‏ ریزى ‏شده دنبال کنید؛ به بحثهاى منطقى و مفید دامن بزنید؛ کرسى ‏هاى نوآورى را تلویزیونى کنید وچهره هاى علمىِ نوآورِ خوب را مطرح نمایید.
خدا رحمت کند آقاى احمد بیرشکرا - نمى ‏دانم شماها با ایشان آشنابودید یا نه - پیرمرد جالبى بود. ما پیرىِ ایشان را دیدیم و درک کردیم؛ اگرچه از نوجوانى بااسم و کتابهاى ایشان در مدرسه آشنابودیم. پیرمرد در نود و چندسالگى، پُر تحرک و پُرتلاش بود. من ازاو خیلى خوشم مى‏آمد.ایشان با من هم ملاقات کرده بود. از جمله چیزهایى که من از این پیرمرد دیدم و خیلى لذت بردم، این بود که چندسال قبل تلویزیون به مناسبتى با او مصاحبه کرد و گزارشگر به او گفت توصیه‏ یى به جوانها بکنید. این پیرمرد مثل یک جوان، جوانها راتوصیه کرد به درس خواندن و علم آموختن. من خیلى خوشحال شدم. گفتم از طرف من به‏ خاطر همین دو کلمه توصیه، از آقاى احمد بیرشک تشکرکنید.ببینید یک پیرمردِ معتقد به علم و پیشرفت علمى و تحرک جوانها،یک جمله حرفش مى ‏تواند یک عالم تأثیر بگذارد. به‏نظر من شما درمقوله ‏ى علم، مطلقاً بى ‏طرف نیستید؛ جزو مسؤولیتهاى مهم شماست که باید مسأله‏ى علم را دنبال کنید.
 

صدا و سیما و سرگرمی و تفریح
یکى از مقوله هاى بسیار مهم و یقیناً یکى از ضرورتهاى جامعه،لبخنداست. لبخند یکى از نیازهاى زندگى انسان است. زندگىِ بى‏شادى وبى ‏لبخند، زندگى دوزخى است. زندگى بهشتى، زندگى بالبخند است. حضرت على (ع) فرمودند : «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه»؛ اگر غصه‏ یى دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن این‏طورى است. لبخند و شادى مؤمن در چهره‏ ى اوست. اصلاً چهره هاباید شاد باشد. اگر با چهره‏ى خودتان مى ‏توانید به جامعه شادى بدهید، باید این کار را بکنید.شادى لازم است و باید آن را براى مردم تأمین کرد؛ منتها این کار برنامه ‏ریزى مى ‏خواهد. البته شماها برنامه ‏ریزى کرده‏اید. این مواردى که من مى‏ گویم «باید»،معنایش این نیست که شما نکرده‏اید.شما کارهاى زیاد و خوبى کرده ‏اید و من مى‏ خواهم بر ادامه‏ى آنهاتأکید کنم. مراقب باشیدشادى در مردم با لودگى و ابتذال وبى ‏بندوبارى همراه نشود؛ ازاین طریق به مردم شادى داده نشود.همه ‏جور مى‏ شود به مردم شادى داد؛ از نوع صحیح آن شادى داده شود.گاهى اوقات یک لطیفه یا یک تعبیرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال مى ‏کند؛ گاهى هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن،نتواند آن‏طور شادى را ایجادکند. شادى کردن و شادى دادن به مردم،به‏ معناى لودگى نیست. یکى از آقایانى که در صدا و سیما گاهى صحبت مى‏ کند و مصاحبه هاى خوب و صحبتهاى خوبى دارد - من گاهى گوش کرده‏ام - اصلاً شوخى نمى ‏کند؛ اما تعبیرات و کیفیت بیانش طورى است که انسان گاهى بى ‏اختیار لبخند به لب مى ‏آورد؛ این‏طور خوب است.
طنز فاخرو برجسته، یکى از هنرهاست. طنز، هنر خیلى بزرگى است. بنده بامرحوم صابرى شوخى مى ‏کردم و مى ‏گفتم «طنازها»!
طنازهاى واقعى را تقویت کنید، پرورش دهید و کمک کنید تا طنزبیاورند.طنز، یعنى مطلب مهمِ جدى که با زبان شوخى بیان مى‏ شود؛محتوا ومعنایى در آن هست، منتها به زبان شوخى.
از جمله‏ى سرگرمى‏ها، مسابقات است. مسابقات، خوب است؛ منتها بایدمراقب بدآموزى‏هاى قولى و عملى در آنها بود. گاهى در زبان، گاهى اصلاًدر کیفیت رفتار، گاهى هم در خنده هاى بیخودى، سبکى دیده مى ‏شود؛و البته گاهى اوقات هم این چیزها نیست.
یکى از مسابقه ها،مسابقه ‏ى تلفنى است. شخصى تماس مى‏گیرد و به‏ خاطر هیچى، به اوجایزه مى‏دهند! یک روز من دیدم در یک برنامه‏ى تلویزیونى پنج میلیون تومان به یک نفر جایزه دادند؛ براى این‏که به چند سؤال جواب داد! این سرگرمىِ خیلى جالبى نیست. پنج میلیون تومان،تقریباً حقوق دو سه سال یک کارمند متوسط است. ممکن است بگویند این‏کار ترویج علم است. ترویج علم را از یک راهِ بهتر بکنید؛این راه ضرر دارد. عده‏یى که این‏گونه مسابقات را نگاه مى ‏کنند،بى ‏منطقى به ذهن‏شان مى ‏آید و از این بى ‏منطقى سوءاستفاده مى ‏کنند. این کار منطقى ندارد که مثلاً بنده بدانم انجیل عربى است یا یونانى است یا لاتینى است؛ بعد بگویند حالاکه شما دانستید، این پانصدهزار تومان یا فلان مبلغ مال شما! اینکار معنى ندارد.بنابراین، مقوله‏ ى سرگرمى و تفریح، لزومش یک مسأله است؛ بابرنامه ‏ریزى بودن آن یک مسأله است؛ بامحتوا بودنش یک مسأله است؛پرهیز از جهات منفى هم در آن یک مسأله است.
 

صدا و سیما و عدالت اجتماعی
به فضاى همدردى با فقیران دامن بزنید. خوشبختانه صدا و سیما درچندسال گذشته برنامه هاى بسیار خوبى در این زمینه داشته، که درخورتقدیر است. دغدغه‏ ى عدالت را در ذهنها و دلهاى مردم دامن بزنید؛این کار بسیار خوب است. البته سعى شود به جماعت فقیر وتهیدست اهانت نشود و کرامت انسانىِ آنها از بین نرود. من مى ‏بینم در بعضى از کارهایى که در این زمینه صورت مى‏گیرد،به‏طور دقیق این معنا رعایت مى‏شود. آن پسربچه یا دختربچه ‏یى که مى‏ آید هدیه‏ یى به فلان صندوق مى‏ دهد، حرفى از او پخش مى ‏شود که خیلى خوب و شیرین و لطیف است و در آن اهانت نیست؛ منتها در کناردامن زدن به دغدغه‏ ى عدالت اجتماعى و رسیدگى به فقرا، زندگى اشرافى و تجملاتىِ پوچ و بیهوده را هم تخریب کنید؛ این زندگى واقعاً در خور تخریب است. زندگى تجملاتى نباید به هیچ ‏وجه ترویج شود؛ بلکه باید تخریب شود و نقطه‏ى منفى به‏حساب بیاید. چرابیخود تجمل‏گرایى رواج پیدا کند؟ اگر یکنفر دلش مى ‏خواهد متجمل باشد، ما چرا باید آن را ترویج کنیم؟ توجه کنید که ما به فقیر باید عزت‏ نفس و حس مناعت بدهیم و به غنى بایدکمک به فقیر رابیاموزیم. به هرحال در کل زندگى جامعه، باید از زندگى اشرافى و تجملاتى الگوسازى نکنیم.
 

راهبردهای اجرایی در رسانه ملی

نگرش به محتوا را الزامى کنید
 
اولین نکته این است که شما در همه ‏ى برنامه ها نگرش به محتوا را الزامى کنید؛همه‏ ى برنامه هاى شما باید پیام داشته باشد.پیام داشتن، لزوماً به معناى دلگیر بودن و خسته ‏کننده بودن نیست، که انسان بگوید مردم خسته مى‏شوند؛ نه، ممکن است این پیام در ضمنِ یک برنامه‏ى کاملاً شیرین و سرگرم کننده باشد؛ اما پیام داشته باشد. برنامه هاى ما نه فقط نباید پیام منفى داشته باشد،بلکه باید بدون پیام هم نباشد؛یعنى خنثى هم نباشد. سریالى که تولید مى‏کنید، میزگردى که مى‏ گذارید، فیلمى که مى‏ سازید،مسابقه ‏یى که ترتیب مى‏دهید؛بالاخره مى خواهید محورهاى مهمى راکه مسؤولیت شماست، در بین مردم توسعه دهید؛ شما کدام محور رامى ‏خواهید به این وسیله تبیین کنید؟این باید روشن شود.به‏وسیله‏ى برنامه هاى خوب و برنامه‏سازى‏هاى خوب، گفتمان‏هاى مورد نیاز جامعه را - که گاهى باید موضوعى را به شکل گفتمان عمومى درآورد - تأمین و تضمین کنید.

پیامهاى ما نباید متناقض باشد
 
نکته‏ى دوم این است که دادن پیامهاى گوناگون باید جریانى انجام بگیرد و به شکل یک روند در بیاید؛ مقطعى و موردى فایده ‏یى ندارد.همه‏ى برنامه هاى ماباید یکدیگر را کمک کنند تا این فکر و این اندیشه در جامعه مطرح شود. ممکن است گاهى ما پیامهاى متناقض بدهیم. مثلاً از یک طرف درباره‏ى عدالت اجتماعى برنامه‏ى خیلى خوبى تولید مى‏کنید؛ اما از آن طرف در خلال یک برنامه‏ى دیگر،عملاً عدالت اجتماعى را نقض مى‏کنید! این درست نیست؛ باید آهنگ کلى برنامه ها یکى باشد و دربین آنها تناقض دیده نشود. درمقوله ‏ى عدالت اجتماعى فیلمها وسریالهایى ساخته مى‏شود که غالباً خانه هاى مورد استفاده‏ى شخصیت‏هاى این فیلمها اعیانى واشرافى است! واقعاً وضع زندگى مردم ما این‏طورى است؟ آیا یک زوج جوان یا یک زن و شوهر در چنین خانه هایى زندگى مى‏کنند؟! اینکار چه لزومى دارد؟ سالها قبل بعضى از سریالهایى که از سیما پخش مى ‏شد، هرچند کیفیت آنها مثل سریالهاى الان نبود - عقب‏تر بود - لیکن فضاى زندگى در آنها، متواضعانه و دریک خانه‏ى معمولى بود؛آن‏طورى خوب است. زندگى را لزوماً نبایداعیانى و اشرافى ومتجملانه معرفى کرد. فضاى تبلیغى صدا و سیما این‏طورى باشد.البته گاهى در این خصوص هم به ما تذکر مى‏دهند ومطالبى مى‏ گویند. تبلیغات رسانه ‏یى و گاهى تبلیغ‏هاى خیلى پُررنگ که مردم را به طرف مصرف‏گرایى سوق مى ‏دهد، با برنامه‏یى که فرضا ًشما ساخته‏اید تا مصرف‏گرایى را تقبیح کنید، عملاً درتناقض است؛با هم هماهنگ نیست.

بر محتوا هم نظارت کیفى کنید
 
نکته‏ ى سوم،نظارت کیفى است. من مى‏ دانم یکى از کارهاى اجرایى شما نظارت کیفى بر برنامه هاست؛ منتها نظارت کیفى را فقط به ملاحظات فقهى و شرعى محدود نکنید؛ مثلاً مراقبت کنیم دو هنرپیشه ‏ى پسر و دختر در خلال بازى دست‏شان به هم نخورد؛ یاوقتى روى صندلى مى ‏نشینند، فاصله‏ یى بین‏شان باشد؛ اینها حتماًلازم است و به شکل هوشمندانه‏ تر ودقیق‏ترى هم لازم است؛ امافقط اینها نیست؛ باید بر محتوا هم نظارت کیفى باشد. فیلمى که به تهیه‏ کننده داده ‏اید تا براى شما بسازد وبیاورد، نظارت کنید چقدر از محتوا برخوردار است. از جمله کارهاى بسیار خوب این است که بخصوص در حین تولید، نظارت و سرکشى کنید تا پولِ زیاد و بیهوده ‏یى مصرف نشود و بعد مجبور باشید اشکالاتش رابرطرف کنید.به هرحال باید در نظارت کیفى بشدت سعى شود پیامهاى منفى درکارها نباشد.

تأثیر برنامه بر مخاطب‏
 
نکته‏ى چهارم این است که تأثیر برنامه را در مخاطب درنظربگیرید، نه فقط افزایش بیننده را. البته یکى از سیاستهاى درست صدا و سیما این است که بینندگان خود را افزایش دهد، که خوشبختانه موفق هم شده و آمارهانشان مى ‏دهد که هم درصدبینندگان تلویزیون و هم درصد شنوندگان رادیو در این چند سال خیلى خوب افزایش پیدا کرده است؛ این سیاستِ درست و صحیحى است؛همه‏ ى رسانه هاى دنیا هم هدفشان این است و شماهم مى ‏توانید بااین کار حتّى قصد قربت کنید؛ منتها فقط این کارنباید هدف باشد،بلکه باید ببینید تأثیر این برنامه در مخاطب چیست.گاهى اوقات افزایش مخاطب به قیمتى است که نمى‏ ارزد. آنها جذب مى ‏شوند، امابه چه جذب شده ‏اند؟ به چیزى که یا منفى است و یاخنثى.

جذب مخاطب به هر قیمت؟
 
مرحوم سیدقطب جریانى  در یکى از کتابهایش مى ‏نویسد، که من پیش از انقلاب آن کتاب را ترجمه کردم. مى ‏گوید به یکى از شهرهاى امریکا رفتم و دیدم دم درِ یک کلیسا اطلاعیه‏ یى نصب کرده‏ اند:«امشب یک برنامه‏ ى رقص وشادى و شام سبک و موسیقى اجرا مى‏شود.»! تعجب کردم که کلیسا به چه مناسبت اینها را اعلام کرده! مى ‏نویسد: کنجکاو شدم در آن ساعتِ معین بروم ببینم چه خبراست. دیدم بله، یک سالن رقص در کنار سالن کلیساست؛ زوجهاى جوان مى ‏آیند و مى ‏رقصند؛ موسیقى ‏هاى محرک وشهوانى هم پخش مى ‏شود!افرادِ یک‏ خرده مسن‏تر هم کنار نشسته‏ اند وتماشا مى ‏کنند و ازنگاه کردن لذت مى برند! کشیش هم اواخر شب روى سن ظاهر شد و بارفتار خیلى آرام و ملایم رفت نور چراغها را تنظیم کرد! مى ‏گوید فردا رفتم سراغ کشیش؛ گفتم شما کشیش هستید یاکاباره ‏دار؟!این‏جا کلیساست یا سالن رقص؟! کشیش گفت من به اینوسیله مى خواهم جوانها را به کلیسا جذب کنم! این‏طورى مى‏ شودجوانها را به کلیسا جذب کرد؟! جوانها به کلیسا جذب نشدند، بلکه به سالن رقصِ متعلق به کلیسا جذب شدند! سالن رقصِ متعلق به کلیسا مگر امتیازى دارد؟ اگر بناست فیلم یا برنامه‏ یى پخش شود و تأثیرسوئى بگذارد، چه فرقى مى کند که من پخش کنم یا رقیب من؛ در هردو صورت بد است؛ پس چرا من پخش کنم؟ به نظر من این منطق مهمى است و باید به آن توجه داشت.

برنامه‏ هاى فاخر در رادیو قرآن و معارف‏
 
نکته‏ ى پنجم،راجع به برنامه هاى رادیو قرآن و رادیو معارف قم است. این دو رادیو واقعاً یکى از نعمتهاى بزرگ و از جمله اقدامهاى بسیار خوب و باارزش است. چون بخصوص این دو رادیو صبغه‏ ى مذهبى دارد، باید برنامه هایش جزو فاخرترین‏ها باشد. این دو رادیو در موسیقى ‏هاشان از سازاستفاده نمی ‏کنند و این تقید را دارند - که خوب هم است - اما چون از آواز استفاده مى‏کنند،باید این آواز از خوش‏صداترین،خوش‏آهنگ‏ترین وخوش‏ مضمون‏ ترین‏ها باشد. صداى بد ، صداى نخراشیده ودسته‏ جمعى ‏هاى بى ‏ربط ، مطلقاً باید وجود نداشته باشد.بایدبهترین‏ها را در این‏جا جمع کرد؛ چون موسیقى این دورادیو بى ‏ساز است. به هرحال چون این دو رادیو جنبه‏ى دینى دارند، بایدبرنامه هاشان خیلى زیبا و فاخر باشد؛ قضیه ‏ى آن اذان نشود. البته باید به محتواى آوازها هم بشدت توجه داشت.
یک منبرى که فرضاً براى صد نفر در یک مسجد به منبر مى ‏رود، ازروى متن که نمى‏خواند؛ متکى به ذهن خودش است. یک وقت مطلبى به زبان انسان مى‏آید؛ یک وقت هم حرف یا حدیثى که باید به یادانسان بیاید،نمى‏آید و انسان چیز دیگرى به جایش مى ‏گوید که درجمع آن صد نفر خیلى مشکل ایجاد نمى ‏کند؛ اما چه لزومى دارد که ما این مطلب را در بین چند میلیون جمعیت منتشر کنیم؟ اینها بایدکاملاً محاسبه شود.به نظر من در این دو رادیو حتماً به کارشناس‏هاى دقیق و روشنفکر وروشن‏بینِ مذهبى و دینى نیاز است.این دو رادیو باید همه‏ ى محصولاتش درجه‏ى یک باشد؛ درجه‏ ى دو همکافى نیست.

القاءغیرمستقیم پیام‏
 
نکته‏ ى ششم،القاء غیرمستقیم پیامها و مفاهیم است. در این زمینه، بارها و سالهامطالبى گفته‏ایم. من مى ‏بینم گاهى اوقات در فیلمهاى خارجى پخش شده، پیامهاى فرهنگى و گاهى پیامهاى دینى عجیبى وجود دارد که انسان اصلاً احساس هم نمى ‏کند. هنراین است که انسان مطلب را به شیواترین شکل و به مؤثرترین نحو بیان کند؛ اما هیچ در طرف مقابل حالت امتناع به ‏وجود نیاورد.

توجه به تربیت نیروى انسانى‏
 
نکته‏ ى هفتم،تربیت نیروى انسانى است؛ این موضوع خیلى مهم است. صدا و سیما دانشکده دارد؛ این دانشکده باید به ‏طور جدى به ‏تربیت نیروى انسانىِ کارآمد و کافى بپردازد. انسانهاى مناسب را هم باید جذب کنید. الان هنرمندهاى انقلابى و خوبى در داخل کشورهستند که بعضى ‏ها در رشته و کارِ خودشان بلاشک جزو برجسته هایند؛ اما صدا و سیما از اینها استفاده ‏یى نمى ‏کند؛نمى ‏دانم چرا؟ اینها با من هم ارتباط دارند؛بعضى اوقات مى ‏آیندو مى ‏روند. بارها هم توصیه‏ گونه گفته‏ ام از این دوستان استفاده شود. بعضى از اینها در نویسندگى، در گویندگى، درشعر، در هنرهاى تصویرى و در کارهاى دیگر خیلى خوبند؛ بعضى ‏هاشان هم انصافاً کارهاى برجسته ‏یى دارند.

تشکیل جمع های مشورتى‏
1
- جمع مشورتى قوى در زمینه ‏ى راهبردهاى کلان، مورد نیاز آقاى ضرغامى است. ایشان باید به مدیریت خود، یک جمع مشورتى براى راهبردهاى کلان داشته باشند؛ افراد هوشمندى بنشینند و قوى کارکنند. البته ایشان اشاره کردند که در هر شبکه، جمع ‏هاى مشورتى تعیین شده‏ اند - که بسیار خوب است - ولى مجموع سازمان هم به این جمع‏ ها نیاز دارد تا بتواند به ‏طور دایم پشتیبانى کند؛ این همیشه مورد تأکید من بوده است و ازسابق هم این را به مدیران قبلى مى‏ گفتم.

افراد منفى،چهره نشوند
 
بشدت توجه کنید که چهره‏ پردازى ‏هاى منفى و ناصالح در صدا و سیماانجام نگیرد. من گاهى دیده‏ام انسانهایى که هیچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سیمابا پول مردم چهره‏ پردازى مى ‏شوند؛چرا؟ البته من نمى ‏خواهم خیلى مطلب را باز کنم؛ اما مى ‏بینم کسى‏ که در رشته‏ ى خودش این‏قدر ارزشمند نیست و انسان متوسطى است، او را مى‏ آورند و یکى دو ساعت ازوقت تلویزیون را به زندگى او، به خانواده‏ى او و به گذشته ‏ى سرتاپا کم‏ ارزش او مصروف مى ‏کنند؛ چرا؟ به ‏نظر من علاوه بر این‏که این«چرا» وجود دارد،«منفى» هم هست. این کار، الگوسازى است؛ ما چه کسى را مى‏ خواهیم الگوى جوانها قرار دهیم؟ این‏طور آدمهایى را؟!
 
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک (ایمیل):
* متن نظر شما: